على محمدى خراسانى
56
شرح رسائل (فارسى)
امّا مقام اول : آيا قاعدهء اوليهء عقليه تساقط است ؟ يا احتياط ؟ يا تخيير عقلى ؟ يا توقف ؟ قبل از هر مطلبى بايد توهمى را دفع كرد و آن اينكه : ممكن است كسى بگويد : اصلا بحث دربارهء قاعدهء اوليه و حكم عقل بىفايده است زيرا كه ما قاعده ثانويه و اخبار خاصه داريم و با وجود آن نيازى به قاعدهء اوليه نيست ؟ ولى جوابش اينست كه قاعدهء ثانويه مخصوص خبرين متعارضين است كما سيأتى امّا ادلّه متعارضه كه منحصر به خبرين نيست بلكه گاهى دو اجماع منقول با يكديگر تعارض مىكنند ، گاهى دو شهرت فتوائيه و گاهى يك اجماع و يك شهرت و . . . پس موارد تعارض فراوان است و ما مىخواهيم بطور كلى با ميزان در تعارض دليلين آشنا شويم و لذا بايد اول با قاعده اوليه آشنا تا احيانا اگر موردى قاعده ثانويه نداشتيم بتوانيم از قاعدهء اوليه استفاده كنيم . مطلب ديگرى كه لازم به ذكر است فرق بين تساقط - توقف - احتياط و تخيير عقلى است : تساقط يعنى اينكه فرض كنيم دو دليل را كان لم يكونا و اگر نبودند هر كارى مىكرديم با وجود آنها هم كذلك پس مراجعه مىشود به اصل عملى از برائت ، استصحاب و . . . پس تساقط يعنى وجود آن دو كالعدم . احتياط در موردى است كه احد الدليلين مطابق احتياط است آن را أخذ كنيم و يا اگر جمع بينهما مطابق احتياط است جمع را برگزينيم مثلا دليلى گفته ظهر واجب و ديگرى جمعه واجب بايد جمع كرد و تخيير عقلى در موردى است كه احتياط ممكن نيست و مكلف قدرت امتثال هر دو را ندارد . و توقف و رجوع به اصل فرقش با تساقط در اينست كه در تساقط هر دو دليل را كان لم يكن فرض كرده و به هر اصل كه خواستيم رجوع مىكنيم ولى بنا بر توقف رجوع مىكنيم به اصل اگر با احدهما مطابق باشد و اگر اصل با هيچكدام مطابق نبود مثل دوران بين المحذورين نتوان رجوع به اصل كرد